بايگانی December 2006
Saddam
December 30, 2006

SADDAM2.gif

صدام لحظاتي قبل از اعدام . طناب به اين كلفتي و مرگ و اين همه حقارت نوش جانش هر چند برايش همه اينها كم بود و استحقاق خفت بيشتري را داشت .

Saddam 1
December 30, 2006

SADDAM1.gif

صدام حسين ديكتاتور عراق كه امروز صبح اعدام شد؛ لحظاتي قبل از اعدام در حال طي شدن مقدمات . بالاخره به سزاي اعمالش رسيد هر چند به نظرم حقش بود بيشتر زجرش مي دادند به هرحال خوشحالم.

SNOW1
December 28, 2006

SNOW-1.gif

برف در تهران 5 شنبه 7/10/1385 ساعت 4 عصر

يلدا بازي
December 26, 2006

YALDA.gif

روتوش باشي عزيز من را هم به يلدا بازي دعوت كرده البته به خاطر يك سري كار هاي شخصي ام چند روزي يا نبودم يا اينقدر گرفتار بودم كه دير خبر دار شدم و اگر دفتر نارنجي از اين دعوت نمي گفت شايد به اين زودي ها خبر دار نمي شدم در هر صورت بسيار ممنون چون واقعا خبر نداشتم و هر چند بعد از شب يلدا اين مطلب را مي نويسم اما نمي خواهم از گردونه بازي دور بمونم پس؛ اون 5 نكته :
1- خيلي سيب قرمز دوست دارم اون هم روزي 4 يا 5 تا حتي وقتي دبستان مي رفتم يكي از عاداتم خوردن سيب در رختخواب بوده .مامانم مي گه مثل موش زير پتو يواشكي سيبي كه از قبل قايم كرده بودي مي خوردي كه مبادا تنبيه شوي بخاطر زياده روي در خوردن سيب .(چقدر شكمو بودم البته الان هم هستم ها ولي شايعه است گوش ندهيد اونها كه با من دشمن هستن مي گن).
2- از بچگي عاشق ماشين و رانندگي بودم و در 4 يا 5 سالگي از روي مارك ماشين ها اونها را مي شناختم و يادم مياد هميشه با حسرت به كارهاي بابام پشت فرمان با دقت نگاه مي كردم براي همين در اول دبستان ماشين عمويم را كه در حياط روشن كردم و به در كوبيدم خوشبختانه خيلي چيزيش نشد اما عموي گلم كه هنوز هم با تمام وجود دوستش دارم نگذاشت دعوايم كنند و همين باعث شد كه پشتكارم را دو چندان كنم و در روز امتحان گواهينامه در همان بار اول از بين 150 نفر فقط 3 نفر قبول شدن كه يكي هم من بودم .(راستي پسر كو ندارد نشان از پدر هم در مورد طاها صادق است دقيقا رفتار هاي منو انجام مي دهد با اين تفاوت كه هنوز ماشين را به در نكوبيده البته هنوز 6 ماهي از كلاس اول مونده و دير نشده).
3- شايد بيش ازحد و اندازه قانونگراهستم براي همين يادم نمي آيد تا حالا دعوا كرده باشم و مطلبي كه هميشه بر آن به عنوان يك امتياز جدا كننده براي خودم تكيه مي كنم اينكه همواره رانندگي براي من چيزي شبيه تفريح است و هرگز از آن خسته نمي شوم و در طول سال چه در شهر و چه در جاده هاي بين شهري زياد سفر و رانندگي مي كنم اما الان بعد از 18 سال رانندگي هرگز جريمه نشده ام و از كورس انداختن و كل كل با ديگران از ابتدا تا كنون مخالف بوده ام و حالم بهم مي خورده( خيلي احمقم نه ؟)
4- هميشه خيلي اخلاق هاي عجيب و غريب داشته و دارم و به همين دليل با ساير دوستانم فرق مي كردم و مي كنم. يكي از بزرگترين اين تفاوتها اين بوده كه با افراد خيلي زيادي آشنايي و دوستي دارم ولي بقول عزيزي روابطم تا سر كوچه امان بوده و بس يا بقولي هرگز رفيق باز نبوده ام و نيستم ولي اين به معني منزوي بودن هم نيست يعني دوستان را وارد زندگي ام نمي كنم. ولي علامت بزرگي كه بين بيشتر دوستانم فكر كنم به آن معروف باشم (مثلا روتوشباشي و دفتر نارنجي) ايناست كه من ديوانه وار مخالف سيگار ومشروبات هستم و در هر جمعي با هر گرايش و نظري وظائف و مسائل مذهبي ام پا برجا بوده و انجام مي دهم و تغيير نكرده و نمي كند.
اين كه بايد 5 نفر را دعوت كنيم خيلي سخته اگر تكراري قبوله كه بنويسم اگر نه خودتون بياييد و خودتون را دعوت كنيد . وقت نكردم ببينم اين دوستام قبلا تو بازي بودن يا نه ولي من دعوت مي كنم اگر تكراي بود به بزرگي خودتان ببخشيد
آزاده اكبري - اكرم ديداري -

زن و بچه هاي تنها
December 24, 2006

امروز دو نفر كه فكر كنم هر دو يكي هستند نظرشان را در مورد عكس شب يلدا گذاشته بودند و گفته بود كه خيلي ها اين شب را در تنهايي گذراندند؛‌ من هم منكر اين بحث نيستم و خيلي هم از اين بابت ناراحت هستم . نمي دانم چرا اين مطلب را نوشتم اما هر چه هست اينكه بعضي كارشان از با سيلي سرخ نگه داشتن گذشته و اصلا حال و روز خوبي ندارند و شنيدن اوضاع اين عزيزان براي در فكر فرو رفتن چندين روزه كافي است هر چند كاري نمي توان از پيش برد كه نمونه خوبي از اين دسته سرگذشت خانمي همراه با 3 فرزندش است كه در روزنامه اعتماد امروز 3/10/85 چاپ شده است .
اين لينك مطلب است كه خواهش مي كنم بخوانيد؛ اگر دلي از سنگ نداشته باشيد بي شك دلتان به درد خواهد آمد و مثل من به اين فكر مي كنيد كه با وجود مشكلات فراوان زندگي خود چگونه مي توان كمكي هر چند نا چيز به اين همشهريان كرد تا ذره اي از مشكلات آنان رفع شود.
شايد يكي از علتهاي نوشتن اين مطلب اين باشد كه تا حدي جواب آن دوستان را كه در بالا گفتم بدهم تا بدانند ما از اون مرفهين بي درد نيستيم (خودم رو ميگويم)؛ بلكه دلم نيز از شنيدن اين مشكلات به درد آمده و بدتر از آن اينكه نمي توانم كاري هم انجام دهم نيز بر ناراحتي ها مي افزايد.

YALDA
December 22, 2006

YALDA85.gif

دیشب شب یلدا بلندترین شب سال بود. این هم از اون عادات و رسوم خوش ایرانی است که دور هم بودن از بهترین فایده های آن است که برای من دنیا ارزش دارد. به هر حال جای همگی خالی.

Nasseria
December 20, 2006

nasseria.jpg

بالاخره به دلش هواي حوا زد و رفت.
اين لينك خبر از خيرگزاري فارس در مورد فوت ناصر عبداللهي
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8509290378

Old
December 17, 2006

OLD.gif

رويش نو در جلوي كهنه ها و پس زدن آن.

شهر ما خانه ما
December 08, 2006

TAJRISH.gif

چقدر شهروندان قانونمندی هستیم؟؟؟!!! هم ساکنین محل و هم شهرداری گفته اند و تابلو بر دیوار زده اند که زباله نریزید و اهالی هم واقعا سنگ تمام گذاشته اند.

Windows
December 08, 2006

WINDOWS.gif

پنجره هایی روشن و خاموش.

حسن سربخشیان 2
December 03, 2006

HASSAN02.gif

این هم حسن سربخشیان با عوامل پشت صحنه در حال آماده شدن و لحظاتی قبل از شروع مصاحبه .

حسن سربخشیان 1
December 03, 2006

HASSAN01.gif

بیشتر افرادی که در حرفه عکاسی خبری کار می کند اگر حسن سربخشیان را نشناسند حتما اسم او را شنیده و کارهای او را دیده اند. دیشب حاج حسن در ارتباط با زلزله بم و خاطرات آن روزها مصاحبه ای داشت تا خاطراتش را از آن زلزله بازگو کند.
این عکس هم قبل از شروع مصاحبه است؛ راستش من نفهمیدم کدام دادگاه را می خواست رسمی اعلام کند اما جای شکرش باقی است که این چکش را بیشتر از این پایین نبرد و همه چیز هم به خیر و خوشی تمام شد.

درباره

سر سوزن ذوقی
مرا بر آن داشت که
هر از گاهی شما را به میهمانی نمایی دعوت کنم .
امید که همزبانی من و تو را سبب باشد.
به قول بزرگی ؛
"ای بسا هندو و ترک هم زبان"
محمدرضا دمیرچی
منو اصلی
جستجو
آرشيو موضوعی