بايگانی July 2007
خورشيد و ابر
July 28, 2007

SUN.gif

نور خورشيد از زير ابر خيلي زيبا به بيرون منتشر شده و تصويري رويايي را ايجاد كرده بود و همه هر چند خسته از ترافيك 2 ساعته و طاقت فرساي اتوبان تهران كرج در محدوده پل فرديس بودند ولي باز هر كسي با موبايل يا دوربين عكاسي و دوربين فيلم برداري كه در دسترس داشت از اين صحنه عكس و فيلم گرفتند من هم خواستم از بقيه عقب نمانم و اين عكس را گرفتم.
مي دانم كمي مشكل كادر داره ولي هم حيفم آمد كوچكش كنم چون در هر حالتي كه ماشين مي ايستاد هر كاري مي كردي اين تير هاي لعنتي تو كادر بودند پس يك جوري مثل من باهاش كنار بياييد .

سي و ششمين اول مرداد ماه
July 23, 2007

1-MORDAD-1386.gif

با آمدن اول مرداد ماه يك پله ديگر از اين پلكان زندگي را بالا رفتم و وارد پله سي و ششم شدم نمي دانم اين تقدير روزگار چند پله ديگر برايم در نظر گرفته تنها اميدم اين است كه فرد مفيد و مثبتي بوده باشم.

Football
July 17, 2007

TV-STREET.gif

با شروع جام ملتهاي آسيا تب فوتبال دوباره به اوج خود رسيده و همه فعلا در اين زمينه دوباره متخصص شده اند و سعي ميكنند ديدن مسابقات رو هم از دست ندهند حتي نگاه كردن در گرماي تهران در فضاي باز و در وسط اين 4 راه .
البته از ديد بعضي افراد فوتبال ديدن حتما اينقدر واجب است كه با تمامي اعمال شاقه اش آن را در هر زمان و مكان مي بينند.

جوراب پشمي
July 12, 2007

JOURAB.gif

يادش بخير در گذشته هاي نه خيلي دور مادر بزرگم براي من با 5 ميل بافتني؛ از اين جورابها مي بافت واقعا هيچ چيزي مثل اين جورابها پاي آدم را در برف گرم نگه نمي داشت .
افسوس و صد افسوس كه ديگه نه اينقدر برف مياد كه اصولا نيازي به اين جورابها باشد و بدتر از آن اينكه ديگر اون مادر بزرگها نيستند تا با هنرهاي ايشان چشمهايمان را نوازش كنند.
اي كاش هر چقدر هم مي خواستيم پيشرفت كنيم و به اصطلاح مدرن شويم باز هم در كنارش سنت ها و آن رسوم قديم را هم مي توانستيم حفظ كنيم .
به نظر شما در زندگي امروزه خيلي آرزوي بي معني و بزرگ و نامفهوم و غريبي است؟؟؟

عکسی که قرار بود هنری باشد!
July 11, 2007

zzlarestan-86.4.jpg

دوشنبه. 18 تیر ماه 86. 30/7 عصر. خیابان لارستان.
خسته و کشته و نالان و تفته و دمیده و ... از سر کار راهی بودم و در حال خود روان که یک لحظه دیدم درست نمی شود نفس کشید. با هر نفس بوی خاک می بلعیدم. سر را بلند کردم ...!! ته خیابان معلوم نبود. همه جا گرد و غبار از نوع غیر محلی! نه بادهای تهران این قدر بخار ندارند. خلاصه در شگفت بودم و جستجو که سرانجام حس کنجکاوی ارضا شد.
کوچه شلوغ بود.نه زیاد. عده ای دور ساختمان جمع شده بودند. دیوار ساختمان کناری به دلیل گود برداری عالمانه همکاران توکای مقدس خودمان فرو ریخته بود.
خلاصه که کمی چرخیدم. موقعیت سنجی نمودم و آخر سر کشیدمش بیرون. دوربین را می گویم. از زاویه روبروی ساختمان نمی شد درست و واضح عکس گرفت. دور زدم و رفتم کوچه کناری و به در پشتی رسیدم. طاقچه خانه هنوز سوار بود و ... عکس تمام قد عروس خانه که وسط آیینه و شمعدان جا گرفته بود صحنه ای بود محشر. فقط حیف که در قاب دوربین من نمی رفت. دل دل کردم و هی از این کوچه به آن کوچه و آخر با راهنمایی های مشفقانه اهالی محل تصمیمم بر آن شد که بروم در بزنم و از زوایای دلخواه با اجازه صاحب خانه !!(کدام خانه ؟) عکس های به قول پیرمرد همسایه هنری بگیرم.
دوباره راهی کوچه پشتی شدم و داشتم از در پارکینگ سرک می کشیدم که یکهو دیدم آقا دوماد از در بیرون زد و چنان در را پشت سرش کوبید که این تنها عضو سالم مانده خانه هم از جا ، جا کن و شد و دوماد زد بیرون . حالا اگر من می رفتم به این جناب دوماد می گفتم که عزیزم می گذاری چند تا عکس از خانه ات که دیگر نیست بگیرم به خصوص از آن تصویر تمام قد نو عروست که در تاقچه مانده تا بیشتر بسوزاندت، به نظرتان چه جوری می زدم؟ در زدنش شک ندارم . نوعش را یگویید؟
خلاصه که این همه صغری کبری چیدم که بگویم این عکس ها را به عنوان عکس هایی که قرار بود عکس های خوب و هنری و خبری شوند بپذیرید البته به بزرگواری خود.
با پوزش از دوستان به علت كارنابلدي اومدم عكس را كه اصلاح شده بود عوض كنم همه نظرات قبلي هم پاك شد ولي عكسش بهتر شد . باز هم به بزرگواريتان بپذيريدو ببخشيد

Spiderman
July 07, 2007

SPIDERMAN.gif

نمي دانم اين آقا در كدام قسمت از فيلم مرد عنكبوتي قراره بازي كنه ولي هر چي بود خيلي دل داشت كه اينطوري اين طرف و آن طرف مي رفت تازه بعضي وقتها اين طناب كمكي راهم باز مي كرد.
با عرض پوزش از دوستان به علت نقص فني مجبور شدم عكس را عوض كنم هر چند خيلي با عكس قبلي تفاوت ندارد ولي به نظرم اينطور آمد كه اين عكس بهتره .ممنون از پيشنهادت .

درباره

سر سوزن ذوقی
مرا بر آن داشت که
هر از گاهی شما را به میهمانی نمایی دعوت کنم .
امید که همزبانی من و تو را سبب باشد.
به قول بزرگی ؛
"ای بسا هندو و ترک هم زبان"
محمدرضا دمیرچی
منو اصلی
جستجو
آرشيو موضوعی