
نمي دانم سريال از سرزمين شمالي را كه 15-20 سال قبل از تلويزيون پخش مي شد را به ياد مي آوريد يا نه ؟ ولي براي من و خيلي از كساني كه با آنها صحبت كرده ام اين سريال تداعي كننده زمستان و سرما و سردي هوا بوده است . امروز هم دقيقا در تهران يك همچنين شرايطي حاكم بود . برف عجيبي باريده و بود و بعد از چندين سال مثل فيلمهايي كه در تلويزيون ها ديده بودم حتي سطح خيابانهاي اصلي مثل ستارخان و فلكه دوم صادقيه و .... بطور كامل پوشيده از برف و يخ كوبيده شده بود و با كوچكترين حركت حساب نشده حداقل 7-8 متر را سر مي خورديد و زمين خوردن هم جزء لاينفك آن است (البته اگر به نقاط مركزي تهران سري زده باشيد حتما متوجه شده ايد كه مشكلات رفت و آمد به نسبت حاشيه ها كمتر است و رفت و آمد در آنجاها وضعيت بهتري داشت).
واقعا اين حجم برفي كه ديدم من را ياد دوران سالهاي سوم يا چهارم دبستانم انداخت؛ برفها در آن زمان اينقدر زياد بودند كه نظام همه چيز را برهم مي زدند وامروز نيز اين چنين بود. در طول اين سالها به جز در تبريز كه خوب شهري سردسير است چنين برفي را نديده بودم ولي با همه مشكلاتش مثل دير رسيدن به سر كار نهايت لذت را در پياده روي در اين برف بردم ؛ جاي همگي شما ها خالي.
من هميشه گفته ام از برف و صحنه هاي بعد از بارش آن بي نهايت لذت مي برم هر چند مي دانم يك دنيا مشكلات و سختي بدنبال دارد اما خوب چه كنم اين هم سليقه من است ولي اميدوارم زيبايي هاي برف بر سختي ها و مشكلاتي بچربد و آنها را كم رنگ تر كند.
