بايگانی July 2008
37th
July 22, 2008

37TH.jpg

هميشه به مرداني كه موهاي جو گندمي دارند غبطه مي خوردم چرا كه تصورم اين بود كه اينها سرد و گرم چشيده اند و به قول اون وقتهايم بزرگ شده اند سربازي رفته اند و كار مي كنند و زندگي تشكيل داده اند و كلا از زندگي اشان حالش را مي برند ولي ،امروز كه كم كم خودم داردم وارد جرگه اين افراد مي شوم به اين فكر مي كنم كه چقدر اين افراد تجربياتشان آن گونه بوده است كه براي خود و اطرافيانشان به در بخور بوده يا نه بيهوده فقط برگ هاي تقويم را برگ زده اند و حالا اينجا هستند و معلوم نيست فردايي چگونه دارند؟ و اين كه حالا كه خودم دارم به آن مدينه فاضله خودم مي رسم چگونه آدمي بوده و هستم؟
امرزو كه صفحه 37 زندگي را بستم و برگي ديگر باز كردم هنوز نتوانسته ام با خودم تنها شوم و ببينم كارنامه ام در اين سالها و روزها و دقايق چگونه بوده ام ، اميدوارم مثبت بوده باشم.

WATERMELON
July 18, 2008

WATERMELON.jpg

در اين گرماي هوا تنها هندوانه قرمز و خنك است كه مي تواند تحمل گرما را ممكن ساخته و كمي از شدت اين گرماي طاقت فرساي اين روزها بكاهد .

بيا در آغوشم
July 01, 2008

love-to-love.jpg

باز هم دوربين من وارد محدوده هاي ممنوعه افرادي شد كه خودشان بصورت علني من را وادار به ثبت اين لحظه كردند و در ديدن اين صحنه من تنها نبودم بلكه تمامي ساكنين كوچه ششم بلوار دهكده المپيك هم شاهد اين صحنه بودند.
من كاري و تفسيري در اين مورد ندارم و نمي خواهم وارد مسائل چرايي آن بشوم تنها نظرم اين است كه خوب اين گونه حركات حاوي معنا و مطالبي است كه مسئولين بد نيست به آن و رواج موارد مشابه آن نگاه دقيق تري داشته باشند.
ناگفته نماند اين عزيزان هم صد البته مي توانند كمي خودشان را جمع كنند و در مكان مناسب تر و يا وقتي كه كسي نيست به فعاليت خود ادامه بدهند تا در آخر افرادي چون من در جواب پسر بچه 9 يا 10 ساله اي مثل طاها كه مي پرسد بابا اينها چه مي كنند ؟ چرا اين همه به ور مي روند؟ نتوانند پاسخي داشته باشد و بد آموزي داستان هم كم شود.

درباره

سر سوزن ذوقی
مرا بر آن داشت که
هر از گاهی شما را به میهمانی نمایی دعوت کنم .
امید که همزبانی من و تو را سبب باشد.
به قول بزرگی ؛
"ای بسا هندو و ترک هم زبان"
محمدرضا دمیرچی
منو اصلی
جستجو
آخرين مطالب
آرشيو موضوعی