
هميشه به مرداني كه موهاي جو گندمي دارند غبطه مي خوردم چرا كه تصورم اين بود كه اينها سرد و گرم چشيده اند و به قول اون وقتهايم بزرگ شده اند سربازي رفته اند و كار مي كنند و زندگي تشكيل داده اند و كلا از زندگي اشان حالش را مي برند ولي ،امروز كه كم كم خودم داردم وارد جرگه اين افراد مي شوم به اين فكر مي كنم كه چقدر اين افراد تجربياتشان آن گونه بوده است كه براي خود و اطرافيانشان به در بخور بوده يا نه بيهوده فقط برگ هاي تقويم را برگ زده اند و حالا اينجا هستند و معلوم نيست فردايي چگونه دارند؟ و اين كه حالا كه خودم دارم به آن مدينه فاضله خودم مي رسم چگونه آدمي بوده و هستم؟
امرزو كه صفحه 37 زندگي را بستم و برگي ديگر باز كردم هنوز نتوانسته ام با خودم تنها شوم و ببينم كارنامه ام در اين سالها و روزها و دقايق چگونه بوده ام ، اميدوارم مثبت بوده باشم.
