
يك روز فرار از هياهوها و تمامي گرفتاري هاي تمام نشدني در تهران و رفتن به دامان طبيعت آن هم در طبيعت زيبا و سكوت لذت بخش روستاي مادريم ، روستاي وليان به راستي دلچسب و تجديد قوايي بود كه لازم داشتم .البته هر چند اين اتفاق دو هفته پيش بود و انرژي هاي آن تمام شده ولي اينقدر در اين دو هفته اتفاقات عجيب و باور نكردني برايم افتاده كه تحمل تمامي سختي براي شدني بنظر مي آيد.اميدوارم كه براي همه اين چنين چرخ روزگار بر سمت دلخواه بچرخد
