براي مرتضي

MORTEZA.jpg

خيلي خوشحال بودم كه بالاخره تمامي روياها براي اسباب كشي از منزلي كه 30 سال در آن ساكن بودم به واقعيت نزديك شده و در نهايت هم انجام شد . روز 5 شنبه پنجم شهريور ماه كذايي براي تحويل خانه كوي سروستان پلاك 3 به آنجا رفته بودم و بعد از اتمام كارها سراغي هم از احوال مرتضي گرفتم چون مي دانستم در آي سي يو بستري است و گفتند خيلي بهتره و اميدهايي هست ولي عصر همان روز كه فهميدم كه دقايقي پيش او هم از آن كوي اسباب كشي كرد و رفت، دليلش را نفهميدم كه چرا به من دروغ گفتند؟
به هر حال مرتضي هم بعد از چند سال عذاب كشيدن و دست و پنجه نرم كردن با غول سرطان، اسباب كشي كرد و از كوي سروستان در رامين جنوبي براي هميشه رفت . خيلي زود رفت ولي براي من در بدترين زمان بود دلم مي خواست با خاطره خوش، 30 سال خوبي ها و بدي هاي آن خانه را ترك كنم ولي نمي دانم چرا اينطوري شد .
به هر حال اينكه گفته مي شود خدا گلچين است به نظرم درسته چونكه خيلي گل بود، خدايش بيامرزد
.

نظرخواهی
ارسال نظر
یادآوری:
 
نظر:

لطفا فقط نظرات مربوط به مطالب را بنویسید.

#1 somi
August 29, 2009 01:13 PM

خدا بیامرزتش خیلی براش زود بود

درباره

سر سوزن ذوقی
مرا بر آن داشت که
هر از گاهی شما را به میهمانی نمایی دعوت کنم .
امید که همزبانی من و تو را سبب باشد.
به قول بزرگی ؛
"ای بسا هندو و ترک هم زبان"
محمدرضا دمیرچی
منو اصلی
جستجو
تشکر