بايگانی January 2010
باز هم جغد شوم مرگ

HAJ-KHANOM-MOHAMMADI.jpg

هر چند كه حدود 4 ماه مي شود كه از اين بن بست سروستان با آن خاطره تلخ درگذشت مرتضي رفتم ولي گفتم انشالله آخرين خبر بدي است كه از آن كوي خواهم شنيد و از اين به بعد براي شادي ها به آنجا خواهم رفت اما انگار اين جغد شوم مرگ دست بردار نيست و گلها را مي چيند. هنوز هم برايم قبول اين خبر كه "حاج خانوم مرد" ممكن نيست. چرا اين قدر زود مادر بايد به ديدار فرزند برود؟ هنوز خانواده حاجي محمدي از سنگيني قم از دست دادن تنها پسر خود راحت نشده بودند كه حالا غمي بزرگتر بر آنها وارد شد و آن هم از دست رفتن مادر يعني شكستن ستون خانواده .
من از زماني كه حدود 11يا 12 ساله بودم در كنار و از نزديك با اين خانواده زندگي كردم و بزرگ شدم و روزهاي پر خاطره اي با آنها دارم و به قول قديمي ها نان و نمك شان را خوردم وآخرين ديداري كه از نزديك با اين خدابيامرز داشتم براي خداحافظي پس از بردن تمامي اسبابهايمان بود كه گريه هايش تمامي نداشت و هيچ تمايلي به جدايي نداشت و گفتم حاج خانوم در تماس هستيم رفت و آمد خواهيم داشت ولي صد افسوس نمي دانستم كه ديداري ديگر در كار نيست و ديدار به قيامت خواهد ماند.
به هر حال مثل پسرش ايشان را هم خيلي زود از دست داديم ولي چه مي شود كرد جز دعا براي آمرزش او و در خواست صبر براي بازماندگاش.
خدا رحمتش كند.
عكس مربوط به شب عاشورا سال 1385است . سمت راست مادرم و سمت چپ مرحومه حاج خانم صالحي همسر حاج آقا محمدي (مادر مرحوم مرتضي)كه امروز صبح(سه شنبه 15 دي ماه 1388) فوت كرده و تشييع جنازه او فردا چهار شنبه 16 دي ماه 1388 از مقابل منزل ايشان در فلكه دوم صادقيه بلوار فردوس انتهاي رامين جنوبي كوي سروستان انجام خواهد شد .